<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="0.92">
	<channel>
		<title>ایستاده های مهدوی</title>
		<link>https://istadeh.kowsarblog.ir/</link>
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
				<item>
			<title>کار خدا</title>
						<description>&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/istadeh/quick-uploads/75.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;1000&quot; height=&quot;750&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://istadeh.kowsarblog.ir/کار-خدا-1&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://istadeh.kowsarblog.ir/کار-خدا-1</link>
							</item>
				<item>
			<title>جانباختگان</title>
						<description>&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;​خواب بودند ، خواب می‎دیدند&lt;br /&gt; خواب سنگین و غیر تحمیلی&lt;br /&gt; خواب تفریح ،خواب آرامش&lt;br /&gt; خواب شیرین صبح تعطیلی &lt;br /&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جمعه :تعطیل ، جمعه :خواب و خیال&lt;br /&gt; جمعه : دروازه ای به باغ بهشت&lt;br /&gt; مثل هر هفته باز هم می‎شد&lt;br /&gt; مشق را عصر روز جمعه نوشت &lt;br /&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دخترک خفت و دست‎های پدر&lt;br /&gt; طفل را بین دست و بال گرفت&lt;br /&gt; سر که چرخاند رختخواب پدر&lt;br /&gt; باز هم بوی پرتقال گرفت &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt; پیش از این آسمان محبت داشت&lt;br /&gt; به زمین، گرم، عشق می‎‎ورزید&lt;br /&gt; تیره شد ارتباط‎های قدیم&lt;br /&gt; آسمان سرد شد، زمین لرزید&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt; خانه &amp;#8230; گهواره ، آسمان &amp;#8230; مادر&lt;br /&gt; بانگ دیوار و سقف .. لالایی&lt;br /&gt; مردمان &amp;#8230; کودکان خواب آلود&lt;br /&gt; بلعجب صحنه‎ای تماشایی &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt; آسمان قصۀ بلندی داشت&lt;br /&gt; شهر خوابید و قصه شد کوتاه&lt;br /&gt; در «بم» اما چقدر طول کشید&lt;br /&gt; شب یلدای پنجم دی ماه &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt; کودکان خفته همچنان معصوم&lt;br /&gt; غافل از سقف روی گردۀشان&lt;br /&gt; باد می‎آمد و ورق می‎خورد&lt;br /&gt; دفتر مشق خط نخوردۀشان &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt; کودکم &amp;#8230; مادرت تشر می‎زد&lt;br /&gt; منضبط باش و پاک بازی کن&lt;br /&gt; دیگر اینجا کسی مزاحم نیست&lt;br /&gt; تا دلت خواست، خاک بازی کن &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt; نخلبانان شهر بم امسال&lt;br /&gt; رطب ختم خویش می‎چیدند&lt;br /&gt; کودکان گرم رخوتی شیرین&lt;br /&gt; خواب بودند و خواب می‎دیدند &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt; خواب بودند و خواب می‎دیدند&lt;br /&gt; خواب سنگین و غیر تحمیلی&lt;br /&gt; خواب تفریح، خواب آرامش&lt;br /&gt; خواب شیرین صبح تعطیلی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; 19همین سالگرد جانباختگان شهرمان تسلیت&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://istadeh.kowsarblog.ir/جانباختگان&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://istadeh.kowsarblog.ir/جانباختگان</link>
							</item>
				<item>
			<title>زندگی نامه شهید</title>
						<description>&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گرچه خانواده شهید رایکا از طبقه محروم بود، اما پدر و مادری پایبند به اصول و مبانی اسلام داشت. تحصیلاتش را تا پایان دوره راهنمایی ادامه داد و در سال 1358 به عضویت فعال بسیج درآمد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پس از کارهای زیاد توانست به سمت مسئول و مربی آموزش در سطح استان انتخاب شود. وی بنیانگذار بسیاری از ارگان های آموزشی مثل سید الشهداء، قدس و غیره در استان است که هم اکنون نیز استفاده می شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;او در این مدت از جبهه نیز غافل نبود و در عملیات های متعددی حضور داشت. عاقبت در اسفند سال 1363 و در عملیات بدر در حالی که پاتک سنگین دشمن را با دیگر رزمندگان در منطقه شرق دجله دفع می کرد به در جه رفیع شهادت نائل آمد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شعر زیر با نام &amp;#8220;سردار شرق دجله&quot; توسط علی عبداللهی از رزمندگان دوران 8سال دفاع مقدس در وصف شهید رایکا سروده شده است:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شرق دجله جلوه ای از کربلاست، کربلا هم وعده گاه کبریاست&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شرق دجله، رایکا را دیده است، خصم دون از بانگ او لرزیده است&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آب دجله گر وضو با خون گرفت، تا ابد جاری شد و افزون گرفت&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رود دجله بر خودش بالیده است، با خروش رایکا نالیده است&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;راه سردار شهیدم زنده باد، تا ابد جاوید باد، پاینده باد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://istadeh.kowsarblog.ir/زندگی-نامه-شهید-2&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://istadeh.kowsarblog.ir/زندگی-نامه-شهید-2</link>
							</item>
				<item>
			<title>معنی استخاره</title>
						<description>&lt;p&gt;مفهوم استخاره &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;استخاره از ریشه خیر است. [1] برخى از لغت شناسان بر این باورند که استخاره در کلام عرب به معناى «دعا» آمده است. [2] در مورد معناى اصطلاحى استخاره اقوال مختلفى ذکر شده است که از مجموع آن ها دو معنا به دست مى آید و سایر معانى یا مصداقى از آنها هستند و یا به آن معانى ارجاع پیدا مى کنند:&lt;br /&gt; معناى اول عبارت است از خیرخواهى و طلب وصول به خیر، این معناى استخاره، درخواست وصول و رسیدن به خیر در تمامى رفتارهایى است که انسان انجام مى دهد. این حالت در مواردى اتفاق مى افتد که انسان در فعلى که انجام مى دهد دغدغه دارد که مبادا ضرر و شرّى بر کار او مترتب شود و نتواند به منافع فعل مورد نظر دست یابد. ازاین رو با حالت تضرع از خداوند مى خواهد که نتیجه خیر بر کارش مترتب نماید و ضررهاى احتمالى را از آن دفع کند. این معناى استخاره عام بوده و شامل تمام افعال و تروک آدمى مى گردد و حتى واجبات و محرمات را نیز دربرمى گیرد; ازاین رو برخى روایات ناظر به چنین معناى گسترده اى است براساس روایتى از امام صادق(علیه السلام) هر کس در کارى بدون خیرخواهى وارد گردد، مأجور نخواهد بود.&lt;br /&gt; معناى دوم عبارت است از خیرشناسى و طلب شناخت خیر. هنگامى که انسان در مقام عمل نمى داند که این عمل براى او خیر است یا شرّ و فکر و مشورت با دیگران هم نمى تواند وجه خیر بودن عملى را تشخیص دهد، در این هنگام از خداوند مى خواهد خیر و شرّ عمل مورد نظرش را برایش مشخص گرداند.&lt;br /&gt; گفتنى است که استخاره نوع دوم مورد بحث بوده و با دلایل متعددى مشروعیت این استخاره تبیین شده که در بحثهاى بعدى به آن اشاره خواهد شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پیشینه تاریخى&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از برخى روایات چنین برمى آید که در دوره پیش از اسلام نوعى استخاره در میان عرب وجود داشته است. [3] طبرسى مى گوید: در جاهلیت میان عربها براى تقسیم ارزاق به سهامى متوسل مى شدند، آنان بواسطه تیرها خیر را در کارهایشان جست و جو مى کردند و در سفر، تجارت، ازدواج و سایر امور به آن تیرها مراجعه مى کردند، تعداد این تیرها سه تا بود بر روى یکى نوشته شده بود «خداوند امر فرموده آن را انجام بده»، و بر روى دیگرى چنین نوشته شده بود «خداوند از این نهى کرده است» و بر روى تیر سوم چیزى نوشته نشده بود و در صورتى که تیر سوم بیرون مى آمد آن قدر تیرها را بهم مى زدند تا یکى از آن دو تیر قبلى بیرون بیاید. [4] گفته شده که در جاهلیت این چنین گفته مى شد: «استخر الله فى السماء بخیر لک بعلمه فى القضاء» [5] ولى با ظهور اسلام، این رسم جاهلى در مورد استخاره، که نوعى دست اندازى به علم غیب تلقى مى شد، مورد نهى اسلام قرار گرفت.&lt;br /&gt; امّا استخاره به معناى دوم (رفع تحیّر در مقام عمل) در پاره اى از موارد در تاریخ اسلام مشاهده مى شود، به عنوان نمونه وقتى که پیامبر، حضرت على(علیه السلام) را براى تبلیغ به یمن مى فرستاد، او را بر به کارگیرى استخاره، آنگاه که تصمیم گیرى دشوار گردد، ترغیب کرد [6] و همچنین به هنگام رحلت حضرت رسول(صلى الله علیه وآله) و بروز اختلاف نظر میان صحابه در کیفیت دفن آن حضرت به دنبال دو کس فرستادند که یکى به شیوه مکیان زمین را شکافت و یکى به روش مدنیان لحد مى ساخت آنگاه عبارت «اللهم خیره لرسولک» را بر زبان آوردند و امر را بر آن نهادند که هر یک زودتر رسد، روش او را به کار بندند. [7] پس از رسول خدا(صلى الله علیه وآله)، اهل بیت(علیهم السلام) بارها به اصل استخاره و روشهاى آن اصرار ورزیدند و پیروان خود را به بکارگیرى آن در مواقع تردید توصیه مى کردند.&lt;br /&gt; مفسّران اسلامى از دیرباز در ذیل آیه «و أن تستقسموا بالأزلام» بحثهاى مفصلى را در مورد مشروعیت و روشها و شبهات آن مطرح کرده اند و فقیهان مسلمان در طول تاریخ معمولاً در سه جا از استخاره بحث کرده اند یکى به مناسبت نمازهاى مستحبى که نماز استخاره نیز یکى از آنها محسوب مى شود، دوم در بحث حج به مناسبت آداب سفر استخاره را یکى از آداب سفر برشمرده اند. سوم آداب نکاح که استخاره را جزو آنها به شمار آورده اند.&lt;br /&gt; اهمیت استخاره به گونه اى بوده که تک نگاریهایى هم در مورد آن تدوین شده شاید اولین کتاب در این خصوص، کتاب “الاستخاره و الاستشاره” نوشته ابوعبدالله زبیرى در اوائل قرن چهارم باشد [8] البته ظاهراً کتاب “فتح الابواب”، سیدبن طاووس در قرن هفتم (589 ـ 664) جامعترین و مهمترین کتاب در زمینه استخاره مى باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مشروعیت استخاره &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همه مذاهب اسلامى اصل استخاره را پذیرفته اند، [9] (هر چند نسبت به برخى از روشهاى آن تشکیک کرده اند). براى مشروعیت و اعتبار استخاره به دلایل زیر استناد شده است:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;1ـ آیات قرآن&lt;br /&gt; هر دو معناى استخاره (خیرجویى و خیرشناسى) نوعى دعا و درخواست از ایزد منّان تلقى مى شود که فرد متحیّر عاجزانه از خداوند عالم و قادر مى خواهد نتیجه خیر بر اعمال او مترتب نماید و یا خیر را در کوره راههاى متعدد به او شناساند، از این رو آیاتى که مشروعیت دعا و درخواست از خداوند عالم را بیان مى کنند، شامل استخاره نیز مى شوند، خداوند مى فرماید: «و اِذَا سَاَلَکَ عِبادى عَنّى فَاِنّى قَریبٌ اُجیبُ دَعوَهَ الدّاعِ اِذا دَعانِ فَلیَستَجیبوا لى و لیُؤمِنوا بى لَعَلَّهُم یَرشُدون; و هنگامى که بندگان من، از تو درباره من سؤال کنند، بگو من نزدیکم و دعاى دعا کننده را به هنگامى که مرا مى خواند پاسخ مى گویم، پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان بیاورند تا راه یابند (و به مقصد برسند). (بقره/2، 186)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;2ـ روایات&lt;br /&gt; روایات بسیارى در منابع شیعه و سنى بر مشروعیت استخاره دلالت مى کنند که تنها به چند مورد اشاره مى گردد: اولین روایت، روایت جابر است که مورد قبول تمامى مذاهب اسلامى است، جابر بن عبدالله گوید: پیامبر(صلى الله علیه وآله) به ما استخاره را مى آموخت همانگونه که سوره هاى قرآن را آموزش مى داد. [10] مفضل گوید از حضرت صادق(علیه السلام) شنیدم که مى فرمود: هیچ بنده مؤمنى استخاره نکند جز آن که خداوند، براى او خیراندیشى نماید هر چند حوادث ناگوارى براى او پیش آید. [11]&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;روشهاى استخاره &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;استخاره به معناى دوم (خیرشناسى) به روشهاى مشروعى از طرف دین نیاز دارد، از این رو در روایات، راههاى متعددى براى بازشناسى خیر از شر در کارها بیان شده است که به دلیل اختصار به چهار روش اشاره مى شود:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;1ـ استخاره با کاغذ (ذات الرقاع)&lt;br /&gt; استخاره با کاغذ مورد توجه بسیارى از بزرگان بوده است و کیفیت آن چنین است که بر روى سه کاغذ نوشته مى شود «بسم الله الرحمن الرحیم خیره من الله العزیز الحکیم لفلان بن فلان افعل» و بر سه کاغذ دیگر همان ذکر نوشته شده ولى بجاى افعل «لاتفعل» نوشته مى شود. آنگاه هر شش کاغذ را زیر سجاده گذارده، دو رکعت به هر کیفیتى که بخواهد مى خواند و بعد از نماز سجده کرده و در آن صد مرتبه مى گوید: استخیر الله برحمته خیرهً فى عافیه» سپس آن اوراق را مخلوط کرده و هر بار یکى از آنها را بیرون مى آورد چنانچه سه تا از کاغذ افعل داشت آن را انجام مى دهد و چنانچه سه تا از آنها لاتفعل داشت آن را انجام نمى دهد ولى اگر بر روى یکى افعل نوشته شده بود و بر روى دیگر لاتفعل، تا پنج کاغذ بیرون آورد و بر طبق اکثریت عمل نماید. [12]&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;2ـ استخاره با دعا&lt;br /&gt; در این روش یکى از دعاهاى وارده را خوانده و سپس ذکر استخیر الله را در امور عادى هفت بار و در امور مهم صد بار مى گوید و آنگاه به قلب خود رجوع کند که به کدام یک از راههاى مورد تردید متمایل تر است و به همان جایى که قلبش تمایل پیدا کرده عمل نماید، گفتنى است که دعاهایى که در روایات وارد شده داراى مضامین متنوّعى است و از اینجا معلوم مى شود ذکر بخصوصى معتبر نیست هر چند مناسب تر است که از ادعیه وارده در استخاره بهره مند گردد یکى از آن دعاها چنین است: یا ابصر الناظرین و یا أسمع السامعین و یا اسرع الحاسبین و یا ارحم الراحمین صل على محمد و على اهل بیته و خرّ لى فى کذا و کذا. [13] پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله) در مورد استخاره به دعا مى فرماید: اى انس هرگاه تصمیم به انجام کارى گرفتى هفت بار از خدا خیرخواهى کن آنگاه توجه کن که کدام یک از دو کار به قلب تو سرعت مى گیرد پس خیر در آن است و آن را انجام بده.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;3ـ استخاره با قرآن&lt;br /&gt; امروزه این نوع استخاره متداول تر است و شرط اساسى استخاره با قرآن داشتن طهارت جسمى و روحى و آشنا بودن با معنا و تفسیر قرآن و درک مناسبت آیات با موضوع مورد استخاره مى باشد. [14] استخاره با قرآن داراى چند روش است که تنها به دو مورد آن اشاره مى گردد: اول: نخست سه بار سوره اخلاص را خوانده، سپس سه بار صلوات مى فرستد و این دعا را مى خواند «اللهم تفألت بکتابک و توکّلت علیک فارنى من کتابک ما هو مکتوم من سرّک المکنون فى غیبک» بعد قرآن را باز کرده و استخاره را از خط اول در سمت راست ملاحظه مى کند. [15] دوم: روش دیگر این است که پس از خواندن دعا، قرآن را باز نموده و پس از هفت بار ورق زدن به عقب، شش سطر از پشت صفحه هفتم شمرده و در سطر هفتم استخاره را ملاحظه مى نماید. [16]&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;4ـ استخاره با تسبیح&lt;br /&gt; این روش نیز داراى اقسامى است که به دو مورد آن اشاره مى گردد:&lt;br /&gt; اول: تسبیح را گرفته و سه بار بر پیامبر و آلش صلوات فرستاده و مقدارى از تسبیح را جدا نموده و دو تا و دو تا مى شمارد چنان چه یک مهره باقى ماند مفهومش امر به آن عمل، و اگر دو تا باقى ماند، مفهومش نهى از آن است. [17] دوم: پس از قرائت و دعا یک قبضه از تسبیح را بگیرد و هشت هشت جدا کند پس اگر یکى باقى ماند بطور کلى خوب است و اگر دو تا باقى ماند یک نهى دارد و اگر سه تا بماند فعل و ترکش مساوى است و اگر چهار تا ماند دو نهى دارد و اگر پنج تا ماند بعضى گفته اند که تعب و رنج دارد و بعضى گفته اند در آن ملامت است و اگر شش تا ماند نهایت خوب است و باید تعجیل کرد و اگر هفت تا ماند حکمش مانند پنج تا است و اگر هشت تا ماند چهار نهى دارد. [18]&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جایگاه و قلمرو استخاره &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;استخاره به معناى خیرجویى در تمامى افعال و تروک انسان جارى است ولى استخاره به معناى خیرشناسى داراى محدودیت است و در هر جایى کاربرد ندارد. بر این اساس در مواردى که انسان تردید داشته باشد و با نیروى عقل نتواند خیر و شرّ کارها را مورد بازشناسى قرار دهد و دین نیز بیانى نداشته باشد، به استخاره مراجعه مى شود لذا در موارد ذیل به استخاره رجوع نمى شود:&lt;br /&gt; 1ـ مواردى که حکم آن توسط شرع مشخص شده است مانند انجام واجبات و ترک محرمات و انجام مکروه و مستحب (مگر در صورت تزاحم بین دو مستحب)&lt;br /&gt; 2ـ مواردى که عقل حکم قاطع و روشنى در مورد خیر و شرّ فعلى داشته باشد.&lt;br /&gt; 3ـ مواردى که بتوان با مشورت دیگران خیر را از شرّ بازشناسى کرد.&lt;br /&gt; 4ـ مواردى که قصد استخاره کننده اطلاع از حوادث آینده باشد.&lt;br /&gt; بنابراین قلمرو استخاره مباحاتى خواهد بود که به وسیله عقل، شرع، مشورت با دیگران خیر از شرّ بازشناسى نشود. و از سوى دیگر مفاد استخاره، رفع تحیّر در مقام عمل و فعل است و با آتیه بینى و کف بینى و امثال آن تفاوت اساسى دارد.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://istadeh.kowsarblog.ir/معنی-استخاره&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://istadeh.kowsarblog.ir/معنی-استخاره</link>
							</item>
				<item>
			<title>وصف حضرت اقا</title>
						<description>&lt;p&gt;خدا کند که کسی حالتش چو ما نشود&lt;br /&gt;ز دام خال سیاهش کسی رها نشود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خدا کند که نیفتد کسی ز چشم نگار&lt;br /&gt;به نزد یار چو ما پست و بی بها نشود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جواب ناله ی ما را نمی دهد &amp;#8220;دلبر&amp;#8221;&lt;br /&gt;خدا کند که کسی تحبس الدعا نشود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شنیده ام که از این حرف، یار خسته شده&lt;br /&gt;خدا کند که به اخراج ما رضا نشود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مریض عشقم و من را طبیب لازم نیست&lt;br /&gt;خدا کند که مریضی من دوا نشود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ز روزگار غریبم گشته است معلوم&lt;br /&gt;شفای ما به قیامت بجز رضا نشود&amp;#8230;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://istadeh.kowsarblog.ir/وصف-حضرت-اقا&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://istadeh.kowsarblog.ir/وصف-حضرت-اقا</link>
							</item>
				<item>
			<title>راه های شناخت حضرت صا حب الزمان</title>
						<description>&lt;p&gt;شناخت ؛ یعنی معرفت و آشنایی عمیق و واقعی نسبت به شخصی یا چیزی و شناخت امام زمان به معنای علم و معرفت نسبت به شخصیت و مقام و منزلت آن حضرت و آشنایی با سیره و هدف وبرنامه های ایشان . شناخت، زمینه ساز اعتقاد و ایمان و در نتیجه عمل و تعهّد است. چه زیبا فرموده است امیر بیان حضرت على«ع» که : «انّ قیمة کلّ امرى‏ء و قدرهُ معرفتُه» (بحارالانوار، ج 2، ص 184) «ارزش و منزلت هر کسى (به اندازه‏) معرفت او است». &lt;br /&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شیخ صدوق (ره) درباره ضرورت معرفت امام و آن چه که هر مسلمان باید در مورد امام خود بداند،می نویسد: «بر ما واجب است که پیامبر[اسلام] و امامان پس از او را که درود خدا برآنان باد، با نام ها و ویژگی هایشان بشناسیم. این امر، فریضه واجبی است که برما لازم آمده است و خداوند عذر هیچ کس را در مورد آن نمی پذیرد، خواه جاهل [قاصر] باشد و خواه [جاهل] مقصّر». (الهدایة [فی الاصول و الفروع]، صص 28 و 29)&lt;br /&gt;نویسنده کتاب ارزشمند «مکیال المکارم»، مراد و مقصود از «معرفت امام» را که در روایت ها بر آن ها تأکید شده است، چنین توضیح می دهد: «بدون تردید،مقصود از شناختی که امامان ما – درودها و سلام های خداوند بر ایشان باد – تحصیل آن را نسبت به امام زمانمان امرفرموده اند، این است که ما آن حضرت را چنان که هست بشناسیم، به گونه ای که این شناخت سبب در امان ماندن ما از شبهه های ملحدان و مایه نجاتمان از اعمال گمراه کننده مدّعیان دروغین باشد و چنین شناختی جز به دو امر به دست نمی آید: &lt;br /&gt;اول شناختن شخص امام به نام و نسب و دوم، شناخت ویژگی های او. به دست آوردن این دو شناخت از اهمّ واجبات است». (مکیال المکارم فی فوائد الدعا للقائم، ج 2، ص107) &lt;br /&gt;باید دانست شناخت ویژگی های امام، در عصر ما از اهمیت بیشتری برخورداراست و در واقع، این نوع شناخت می تواند در زندگی فردی و اجتماعی منتظران منشأ اثر و تحوّل باشد؛ زیرا اگر کسی به حقیقت به صفات و ویژگی های امام عصر (عج) و نقش و جایگاه آن حضرت در هستی و فقر و نیاز خود نسبت به او آگاه شود، هرگز از یاد و نام آن حضرت غافل نمی شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;نکته ای که باید در نظر داشت، این است که شناخت امام زمان (عج) از شناخت دیگر امامان معصوم (علیهم السلام) جدا نیست. اگر کسی به طور کلی به شأن و جایگاه ائمه هدی آگاه شد، صفات و ویژگی های آن ها را شناخت و به مسئولیت خود در برابر آن ها پی برد، به یقین، به شناختی شایسته از امام عصر(عج) نیز دست می یابد.&lt;br /&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امام باقر (علیه السلام) نیز در زمینه نقش عمل به دانسته ها در افزایش دانایی می فرماید:«هرکس به آن چه می داند، عمل کند، خداوند آن چه را نمی داند به او می آموزد».&lt;br /&gt;راه های به دست آوردن معرفت&lt;br /&gt;معرفت امام زمان (علیه السلام) نیز چون برخی دیگر از معرفت ها از دو طریق حاصل می شود از راه های پی بردن به مراتب و مقامات بلند امامان معصوم شیعه به طور کلی و امام عصر(عج) به طور خاص، مطالعه و تأمّل در کتاب ها و مقاله هایی است که در این زمینه نگاشته شده است. هم چنین خواندن زیارت جامعه کبیره و تأمّل و تدبّر در اوصافی که در این زیارت برای ائمه معصومین (علیهم السلام) نقل شده، در حصول معرفت نسبت به مقام و جایگاه امام در هستی بسیار مۆثر است. شاید بتوان گفت شناخت نشانه های ظهور نیز یکی از فروع شناخت امام عصر (عج) است؛ زیرا شناخت دقیق نشانه های ظهور سبب می شود انسان، فریب مدعیان دروغین مهدویت را نخورد و در دام شیّادانی که ادّعای «مهدی» بودن دارند، نیفتند.برای ظهور منجی آخرالزمان، نشانه های حتمی و تردید ناپذیری شمرده شده است که با مشاهده آن ها به حقانیت آن منجی و این که او واقعاً همان امام منتظر؛یعنی امام مهدی (عج) است، می توان پی برد. بنابراین، بر همه منتظران لازم است که پس از شناخت کامل امام عصر (عج)،به مطالعه و شناسایی نشانه های ظهور نیز بپردازند.&lt;br /&gt;در آموزه های اسلامی بر تأثیر پرهیزکاری و انجام اعمال شایسته در حصول معرفت راستین و نهادینه شدن آن در وجود آدمی بسیار تأکید شده است. بر اساس این آموزه ها انسان می تواند با عمل کردن به آموخته های خود، مرزهای دانایی اش را گسترش دهد و به آن چه نمی داند دست یابد. قرآن کریم در این زمینه می فرماید: «یاأیها الّذین آمنوا إن تتّقوا الله یجعل لکم فرقاناً؛ (سوره انفال(8)، آیه 29؛ ر.ک: سوره طلاق(65)، آیه 2 و 3)&lt;br /&gt;ای کسانی که ایمان آورده اید، اگر از خدا پروا دارید، برای شما [نیروی] تشخیص حق از باطل قرار می دهد». &lt;br /&gt;و در جایی دیگر می فرماید: «إلیه یصعد الکلم الطیّب و العمل الصّالح یرفعه؛ (سوره فاطر (35)، آیه 10) سخنان پاکیزه به سوی او بالا می رود و کارشایسته به آن رفعت می بخشد».&lt;br /&gt;در روایتی که از امام باقر(علیه السلام) نقل شده است، در این زمینه چنین می خوانیم: «ای ابا خالد! به خدا سوگند بنده ای ما را دوست ندارد و از ما پیروی نکند تا این که خدا قلبش را پاکیزه کرده باشد و خدا قلب بنده ای را پاکیزه نمی کند تا این که تسلیم محض ما شده و با ما آشتی کرده باشد. پس چون با ما از درآشتی درآمد، خدا از حساب سخت نگاهش دارد و ازهراس بزرگ روز رستاخیز ایمنش سازدبنابراین، کسانی که در پی امام عصر، معرفت امام عصر (عج) و راه یافتن به ولایت ایشان هستند باید افزون بر مطالعه و تحقیق و تدبّر در ویژگی های امامان معصوم (علیهم السلام)، در پیروی از این بزرگواران و دوری از مخالفت آن ها نیز بکوشند و خود را از همه آلودگی هایی که پیشوایان معصوم نمی پسندند، پیراسته سازند. در این صورت است که می توان امیدوار بود انوار معرفت این حجت های الهی در قلب ما راه یابد.&lt;br /&gt;و اما نکته مهم: &lt;br /&gt;یکی از مهمترین راه‌های شناخت امام زمان داشتن انتظار واقعی است. انسان منتظر، انسانی کوشا است، انسانی جهادگر و مبارز است که در مسیر اقامه‌ی توحید و استقرار ولایت از نثار هر چه دارد دریغ نمی‌ورزد.&lt;br /&gt;چنانچه از حضرت علی (علیه السلام) حکایت شده:«کسی که چشم انتظار حاکمیت ما باشد، مانند مجاهدی است که در راه خدا به خون خویش غلطیده باشد.»&lt;br /&gt;انسان منتظر نفس اماره را کنترل و شیطان را از خود دور می‌کند و خود را جهت استقبال از آقا امام زمان(عج) مهیا می‌کند. جهت استقبال از او لوح دل را از آلودگی‌ها و گناهان می‌شوید و خانه دل را به یاد خدا و با صفات حمیده و پسندیده‌ی انسانی زینت می‌دهد و الا امام زمان(عج) که به هر جایی پا نمی‌گذارند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://istadeh.kowsarblog.ir/راه-های-شناخت-حضرت-صا&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://istadeh.kowsarblog.ir/راه-های-شناخت-حضرت-صا</link>
							</item>
				<item>
			<title>دلنوشته اذان</title>
						<description>&lt;p&gt;&lt;br /&gt;کجاست قبله گاه تو کسی اذان نمیدهد&lt;br /&gt;شما عبارت &amp;#8220;کجاست قبله گاه تو کسی اذا &amp;#8230;&amp;#8221; را انتخاب کرده اید ، جستجو در فرهنگ لغت برای یک کلمه انجام می شود و لطفا یک کلمه را فقط انتخاب نمائید.&lt;br /&gt;دل رمیده ی مرا کسی امان نمیدهد&lt;br /&gt;شکار زخم خورده را پلنگ،جان نمیدهد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به دستِ غارت ار دهد زمانه همدلی ما&lt;br /&gt;مجال بر گریختن به این و آن نمیدهد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هجوم سایه،خسته را کلافه میکند عجب&lt;br /&gt;به این بهانه او مگر غم کلان نمیدهد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به رایگان سپرده ام دل بدون صاحبم&lt;br /&gt;کجاست قبله گاه تو کسی اذان نمیدهد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دلِ ربوده ی مرا به سینه آور از قضا&lt;br /&gt;به قاب خالی صدف، کسی قِران نمیدهد.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://istadeh.kowsarblog.ir/دلنوشته-اذان&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://istadeh.kowsarblog.ir/دلنوشته-اذان</link>
							</item>
				<item>
			<title>وصف زیبا برای چادر</title>
						<description>&lt;p&gt;چـادری اگر هستم&lt;br /&gt;لباس های قشنگ هم دارم&lt;br /&gt;غروب جمعه اگر دلم میگیرد&lt;br /&gt;شادی ها و دیوونه بازیای دخترونه ام سرجایش است!&lt;br /&gt;سر سجاده اگر گریه میکنم!&lt;br /&gt;گاهی هم از ته دل میخندم&lt;br /&gt;شاید جایم بهشت نباشد!&lt;br /&gt;اما چادر من بهشت من است.&lt;br /&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;دوتـا خط وجود دارند که اگه دوطرف یک عدد قرار بگیردند اون عدد رو مثبت میکنن&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;حتی اگه منفی باشه&lt;br /&gt;اون دوتا خط اسمش قدر مطلقه&lt;br /&gt;چادرمن!&lt;br /&gt;قدرمطلق من است&lt;br /&gt;چه خوب باشم چه بد!&lt;br /&gt;ازمن انسانی خوب میسازد.&lt;br /&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ببخش بانو؛&lt;br /&gt;جسارتا اگر بگویم&lt;br /&gt;فرشته ای از چادرت آویزان است&lt;br /&gt;و آن را سفت گرفته&lt;br /&gt;تا از شیطنت های نسیم ،&lt;br /&gt;در چادرت موج نیفتد&lt;br /&gt;نمیگوئی فلانی دیوانه شده؟.&lt;br /&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;یه نفر بهش گفت آخه تو این گرما با این چادر مشکی چطوری میتونی طاقت بیاری&lt;br /&gt;گفت شنیدم آتش جهنم خیلی گرمتره .&lt;br /&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;من شکایت داشتم&lt;br /&gt;از آنها که چادرم را نفهمیدند&lt;br /&gt;اما اینبار&lt;br /&gt;از آنهایی شکایت دارم&lt;br /&gt;که چادر را ابزار اجباری برای ورود به برخی دانشگاهها کردند&lt;br /&gt;که چادر را مجوز ورود و کار در برخی مکانها کردند&lt;br /&gt;که&lt;br /&gt;اما حاصلش چه شد؟&lt;br /&gt;چادریهای دور کمری با هفت قلم آرایش خلق شدند.&lt;br /&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چادر زهرا حکایت میکند!&lt;br /&gt;از بی حجابی هاشکایت میکند&lt;br /&gt;روز محشر بر زنان با حجاب!&lt;br /&gt;حضرت زهرا شفاعت میکند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;در عجبم از مردی که از ترس خط و خش، ماشینش را&lt;br /&gt;با چادر میپوشاند اما همسر و دخترش را رها میکند.&lt;br /&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مادرم، شاعر شب های پر از دلخوری است&lt;br /&gt;مادرم، مادر تو، مادرمان چادری است!&lt;br /&gt;خانم انداخته بر روی سرش چادر را&lt;br /&gt;و گرفته ست دوباره پسرش چادر را!&lt;br /&gt;روشنی می دهد آن چادر مشکی وقتی&lt;br /&gt;کرد پر نور دعای سحرش چادر را&lt;br /&gt;پسرم&lt;br /&gt;جانم الو جان؟&lt;br /&gt;پسرم تنهایی؟&lt;br /&gt;پسرم وقت ناهار است.&lt;br /&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;دختر که باشی مهربون پدرمیشوی دختر ک باشی آینه مادر میشویدختر ک باشی با چادر نماز شبیه فرشته ها میشویدختر که باشی دلسوز برادر میشویدختر که باشیالگوی نجابت میشویدختر که باشی رنگ خدا میگیریمادر میشویمقدس میشوی&lt;br /&gt;قدر خودمونو بدونیم.&lt;br /&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آن ها چفیه بستند تا بسیجی وار بجنگند&lt;br /&gt;من چادر می پوشم تا زهرایی زندگی کنم!&lt;br /&gt;آن ها چفیه را خیس می کردند تا نفس هایشان”آلوده شیمیایی” نشود&lt;br /&gt;من چادر می پوشم تا از”نفس های آلوده”دور بمانم!&lt;br /&gt;“بانو چادرت را بتکان قصد تیمم داریم.&lt;br /&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نمازش ک تمام شد چادر را تا کرد و گذاشت در سجاده&lt;br /&gt;موهایش را پریشان کردسرخاب سفیدابی کرد و وارد مجلس مهمانی شد!&lt;br /&gt;فرشته سمت چپ لبخند تلخی زد و ب فرشته سمت راست گفت:&lt;br /&gt;انگار فقط خدا نامحرمـه&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://istadeh.kowsarblog.ir/وصف-زیبا-برای-چادر&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://istadeh.kowsarblog.ir/وصف-زیبا-برای-چادر</link>
							</item>
			</channel>
</rss>
